الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

122

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

مؤلف مختصر تاريخ ابن خلكان در ضمن شرح حال ابو على حسن بن قاسم طبرى شافعى گويد : طبرى منسوب به طبرستان است كه نام ولايت بزرگى بوده و مشتمل بر بسيارى از شهرها مىباشد و بزرگ‌ترين شهر آن امل است و منسوب به طبريه شام را به منظور رفع اشتباه طبرانى گويند . و بنابراين ، آنچه را شيخ معاصر ما گفته است كه ما ، در كتاب‌هاى طبرسى نيافته‌ايم كه منسوب به طبرستان باشد ، درست نيست . تقويم البلدان گويد : طبرستان در طرف شرقى گيلان واقع شده است و آن محل را بدان سبب طبرستان گفته‌اند كه ، طبر ( تبر ) ، در واژه پارسى همان ( فاس ) در واژه عربى است . و به مناسبت اينكه در جنگل‌هاى طبرستان براثر انبوهى و تودرتو بودن درخت‌ها و شاخه‌هاى آن‌ها ، راه عبور نبود ، و مردم براى اينكه بتوانند عبور كنند ، درخت‌ها را از سر راه خود دور مىكرده و با تبر مىبريدند ، آنجا را طبرستان گفته‌اند و استان ، در كلمه پارسى به معناى ناحيه است و طبرستان به معناى ناحيه طبر است . و گويند ، مؤلف تاريخ قم كه معاصر با ابن عميد است ، در تاريخ خود گويد : طبر ، معرب تبر است و نام ناحيه معروفى است در قم ، و مشتمل بر دهكده‌ها و مزرعه‌هاى بسيارى است و به حسب قرينه‌اى كه از بيان تاريخ مزبور به دست مىآيد ، ابو منصور طبرسى و ديگر دانشورانى كه به طبرسى معروفند ، از مردم همان ناحيه‌اند . و بيان شهيد ثانى رحمه اللّه را ، در بعضى از حاشيه‌هايش ، مؤيد اين نظر دانسته است . شهيد ثانى در حواشىاش بر ارشاد علامه ، برخى فتواها را يادآورى كرده و به شيخ على بن حمزه طبرسى قمى ، نسبت داده است . بنابراين دور نيست كه طبرسىهاى اشاره شده را از مردم قم بدانيم و با اين تأييد نيازى نداريم طبرى و طبرسى را از باب تغيير نسب ارائه كنيم .